حاج ملا هادي السبزواري
303
شرح مثنوى
روح البلاد : به فتح راء ، يعنى روح اهل بلاد . ( ( 1098 ) ) آفتابى رفت در كاز هلال * در تقاضا كه اَرِحنا يا بِلال ن 1097 10 - ك 368 38 كاز هلال : يعنى آفتاب توفيق و هدايت رفت به خانهء وجود بلال ، در تقاضا و طلب او . ( ( 1099 ) ) زير لب مىگفتى از بيم عدو * كورى او بر مناره رو بگو ن 1097 11 - ك 368 38 بر مناره رو : يعنى اگر چه آن جهود نمىتوانست احد گفتن بلال را بشنود ، به كورىِ او مؤذن پيغمبر شد و بر مناره ذكر خدا مىكرد . ( ( 1102 ) ) چون كنى خامش كنون اى يار من * كز بُن هر مو بر آيد طبل زن ن 1097 14 - ك 368 40 چون كنى خامش : نقض و رجوع است - كه از محسنات است - به اينكه اعلان كلمهء محمديه به حيثيّتى شد كه همهء عالم صداى نغمهء اوست . خموشى محال است ليكن خصم كر است ( ( 1104 ) ) مىزند بر روش ريحان كه طرى است * او ز كورى گويد اين آسيب چيست ن 1097 16 - ك 369 1 طرى : تازه و شاداب . ( ( 1108 ) ) ز ان بلاها بر عزيزان بيش بود * كان تجمل يار با خوبان فزود ن 1097 20 - ك 369 3 كان تجمّل : به جيم ، تزيّن ، كه اخيار گويند نحمدك على بلائك كما نشكرك على نعمائك . و در بعض نسخ « تجمش » است و غلط است . كه تجميش مغازله با نساء و ملاعبه است ، و اسنادش به حق - تعالى - خطاست . قال المتنبّى : جمشته فبنا قبلته فابى ( ( 1109 ) ) لاغ با خوبان كند در هر رهى * نيز كوران را بشوراند گهى ن 1097 21 - ك 369 3 در هر رهى : مخفف راهى . و اما نسخهء « دمى » ، قافيه درست نيست . ( ( 1112 ) ) از بلال او پيش بود اندر روش * خوى بد را پيش كرده بد كُشِش ن 1098 10 - ك 369 11